مصطفى محقق داماد
43
مباحثى از اصول فقه ( فارسى )
مثلا فقهاء را مدّ نظر دارد ، بنا بر اصل عموم ، قبل از اينكه قرينه روشنى اقامه شود ، شنونده بايد كلّيه دانشمندان را بدون استثناء احترام كند . و گوينده حق ندارد بدون ذكر قرينه كه باعث خروج دستهاى از تحت اين عام شود شنونده را كه به عام عمل كرده مؤاخذه نمايد . اين را علماى اصول مىگويند : اصالة العموم . اين اصل در اصول فقه و همچنين حقوق ، داراى اهميّت بسيار زيادى مىباشد . زيرا بسيارى از احكام شرعيه در قالب عموم صادر گرديده ، و در قوانين نيز استعمال فراوانى دارد . مثلا ماده 20 قانون مدنى مقرّر مىدارد : « كلّيه ديون . . . از حيث صلاحيّت محاكم در حكم منقول است » در اينجا نظر قانونگذار وسعت و شمول است ، و مىخواهد حكم را به كلّيه مصاديق ديون سرايت دهد . در عربى الفاظ كلّ و كلّما و نظاير آن و در فارسى تمام ، همه و هر و مانند آنها از علامات استعمال كلمات در حالت عموم است . ج ) اصالة الاطلاق - قبل از توضيح اين اصل لازم است در مورد دو كلمه اطلاق و تقييد كه مكرّرا در اين گفتارها خواهد آمد ، توضيحى داده شود : اطلاق از ريشه طلق است يعنى آزادى و رهايى ، در مقابل آن تقييد از ريشه قيد است يعنى گرفتارى و در بند بودن . منظور از اصل اطلاق اين است كه هرگاه لفظى بدون قيد و وصف محدودكننده استعمال شود ، آيا شنونده موظّف است آن را به صورت مطلق به كار بندد ؟ يا در صورت ترديد بايد طور ديگرى عمل كند